به گزارش حیات، در ادامه اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی علیه لبنان، ارتش این رژیم ظهر امروز بار دیگر منطقه ضاحیه جنوبی بیروت را هدف حملات موشکی قرار داد. در این حملات وحشیانه، ۶ لبنانی زخمی و ۳ نفر به شهادت رسیدند.
بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، در بیانیهای اعلام کردند: «ارتش اسرائیل در پاسخ به شلیک حزبالله به خاک اسرائیل، به اهداف این سازمان در بیروت حمله کرد. اسرائیل هیچ گونه شلیکی به خاک خود را تحمل نخواهد کرد.»
کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی ادعا کرد که اسرائیل یک مقر حزبالله را در ضاحیه هدف قرار داده است. جبهه داخلی رژیم صهیونیستی از افزایش سطح آمادهباش به بالاترین درجه در سرزمینهای اشغالی خبر داد. این جبهه اعلام کرد این افزایش سطح آمادهباش بدون هیچ تغییری در دستورالعملهای ابلاغ شده قبلی به عموم است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در مطلبی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت نوشت:
تجاوز صهیونیستها به ضاحیه بار دیگر نشان داد آمریکا یا ارادهای برای اجرای تعهدات خود ندارد یا توان آن را. با چراغ سبز نشان دادن به رژیم نمیتوانید امتیاز بگیرید. بازی پلیس بد و پلیس خوب قدیمی شده است. اگر اراده و توان اجرای تعهدات خود را ندارید، سخن گفتن از ادامه مسیر ممکن نیست.

کارشناسان ارزیابی میکنند، فارغ از آنکه هدف اصلی تلآویو در حمله به بیروت دقیقاً چه چیزی بوده است و آیا اصلاً به هدف خاصی حمله صورت گرفته است یا خیر، مسئله اصلی که در این رابطه باید به آن اشاره کرد، نیت رژیم صهیونیستی در حمله به بیروت در آستانه امضای تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتن برای پایان دادن به جنگ است؛ مسئلهای که نشان میدهد رژیم صهیونیستی دور جدیدی از اقدامات خود به منظور جلوگیری از بازگشت آرامش به منطقه و شعلهور کردن تنشها را آغاز کرده است.
در همین رابطه، فاکس نیوز به نقل از یک دیپلمات درگیر در مذاکرات، در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی گفت: حملات به ضاحیه بیروت، تلاشها برای نهاییسازی توافق با ایران را پیچیده کرده است. این تلاش آشکاری از سوی اسرائیل برای تضعیف توافق رئیسجمهور ترامپ و کشاندن دوباره آمریکا به جنگ است.
در همین پیوند، تحلیلگران چندین سناریوی محتمل را برای واکنش رژیم صهیونیستی پس از امضای احتمالی تفاهم میان تهران و واشنگتن ترسیم میکنند؛ سناریوهایی که حمله اخیر به ضاحیه را میتوان پیشنمایشی از آنها دانست.
سناریوی نخست: «کارشکنی فعال» در دل تفاهم
بر اساس این سناریو، تلآویو پیش و بیش از هر چیز تلاش خواهد کرد از مسیر لابی قدرتمند خود در کنگره آمریکا، محتوای تفاهم را به چالش بکشد. رژیم صهیونیستی که همواره هرگونه توافق میان تهران و غرب را «تهدیدی وجودی» قلمداد کرده، این بار با برجستهسازی بندهای مبهم یا زمانبندی اجرای تعهدات، استدلال خواهد کرد که توافقِ در حال نهاییشدن، صرفاً «خریدن زمان» برای بازسازی توان هستهای و موشکی ایران است.

افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای با محوریت «فریب خوردن ترامپ» و تلاش برای گنجاندن شروط جدید، از جمله الزام ایران به توقف کامل برنامه موشکی و خروج نیروهای مقاومت از سوریه و عراق، بخشی از این کارشکنی فعال خواهد بود. حمله به ضاحیه درست در آستانه نهاییسازی تفاهم، پیامی روشن در همین چارچوب بود: «ما میتوانیم هر لحظه میز مذاکره را به هم بزنیم.»
سناریوی دوم: تشدید تنش میدانی برای دامگستری ایالات متحده
کشاندن دوباره آمریکا به جنگ» عبارتی که فاکسنیوز به نقل از آن دیپلمات به کار برد، جوهره سناریوی دوم است. در این چارچوب، رژیم صهیونیستی آگاهانه دست به اقدامات تحریکآمیز فزایندهای در چند جبهه به طور همزمان خواهد زد: ترور فرماندهان ارشد محور مقاومت، حمله به زیرساختهای حیاتی در سوریه و عراق، یا حتی هدف قرار دادن یک شناور یا مقر مستشاری ایران. هدف، کشاندن تهران به واکنشی است که از منظر واشنگتن «خط قرمز» تلقی شود و رئیسجمهور آمریکا را ناگزیر از ورود مستقیم یا حمایت همهجانبه از تلآویو در جنگی تمامعیار کند.
به بیان دیگر، نتانیاهو با به آتش کشیدن منطقه، به دنبال سوزاندن پل تفاهمی است که ترامپ به سوی تهران ساخته است. تحلیلگران نظامی معتقدند افزایش سطح آمادهباش در سرزمینهای اشغالی که همزمان با حمله بیروت اعلام شد، نه فقط یک اقدام احتیاطی، بلکه بخشی از فضاسازی برای این سناریوی دامگستری است.

سناریوی سوم: «جنگ در سایه» گستردهتر و عملیاتهای نیابتی پیچیده
اگر دو سناریوی نخست با مانع روبهرو شوند، محتملترین مسیر برای رژیم صهیونیستی، گسترش بیسابقه «جنگ در سایه» خواهد بود. این بار اما میدان نبرد، فراتر از ترورهای کلاسیک و خرابکاریهای صنعتی خواهد رفت. حملات سایبری فلجکننده به زیرساختهای غیرنظامی ایران، تشدید حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی از گروههای تجزیهطلب و مخالف در منطقه، ترور دانشمندان و فعالسازی گسترده سلولهای خفته برای بیثباتسازی داخلی، روی میز تلآویو خواهد بود.
رژیم صهیونیستی در این سناریو تلاش میکند به ایران نشان دهد که امضای تفاهم با آمریکا، به معنای «بیمه» شدن آن در برابر قدرت تخریبی این رژیم نیست و تلآویو ابزارهای کافی برای تحمیل هزینههای سنگین را حتی در سایه توافق احتمالی در اختیار دارد.
سناریوی چهارم: پذیرش توقف عملیات نظامی از سوی رژیم صهیونیستی
در نهایت، ضعیفترین و در عین حال خوشبینانهترین سناریویی که برخی محافل دیپلماتیک غربی مطرح میکنند، «مهار نسبی در ازای تضمین» است. بر اساس این فرض، رژیم صهیونیستی که خود را در برابر اراده دولت ترامپ برای پایاندادن به تنشها ناتوان میبیند، ممکن است در ازای دریافت بستهای سنگین از تضمینهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی، بهطور موقت از شدت اقدامات میدانی خود بکاهد. این بسته میتواند شامل استقرار سامانههای پدافندی بیشتر، پیمان دفاعی رسمی، یا چراغ سبز برای الحاق بخشهایی از کرانه باختری باشد؛ یعنی تلآویو عقبنشینی تاکتیکی را با یک دستاورد راهبردی معامله کند.
اما واقعیت میدانی این سناریو را به شدت تضعیف میکند. رژیم صهیونیستی در دو و نیم سال گذشته، خود را در یک «بحران وجودی» بیسابقه میبیند؛ بحرانی که تنها به توان نظامی ایران محدود نیست، بلکه فرسایش بازدارندگی در غزه و جنوب لبنان، شکافهای داخلی بیسابقه، و فروپاشی تدریجی تصویر «پناهگاه امن» برای یهودیان جهان را شامل میشود.

در چنین فضایی، هرگونه عقبنشینی علنی حتی در قبال امتیازات آمریکایی، از سوی کابینه راستافراطی به مثابه «پذیرش شکست» تفسیر خواهد شد؛ چیزی که نتانیاهو به هیچ قیمتی تن به آن نخواهد داد، آن هم در زمانی که در آستانه انتخابات قرار دارد. رژیمی که موجودیت خود را در گرو دشمنسازی دائم و بیثباتی منطقهای تعریف کرده، به این سادگیها راضی به آرامش نخواهد شد.
بنابراین، هرچند این سناریو روی کاغذ برای واشنگتن جذاب به نظر میرسد، اما در عمل بیش از آنکه یک پیشبینی واقعبینانه باشد، یک «آرزوی دیپلماتیک» است؛ آرزویی که حمله به ضاحیه بیروت، پیشاپیش آن را نقش بر آب کرد.
نظر شما